تبليغاتX
مولانا و هیتلر

این دود سیه فام که از بام وطن خاست

 از ماست که بر ماست

وین شعله که برآمد زچپ و راست

از ماست که برماست

جان گر به لب ما رسد، از غیر ننالیم

با کس نسگالیم

از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست

از ماست که بر ماست

ما کهنه چناریم که از باد ننالیم

بر خاک ببالیم

لیکن چه کنم آتش ما در شکم ماست

از ماست که بر ماست

اسلام گر امروز چنین زار ونحیف است

زین قوم شریف است

نه جرم زعیسی نه تعدی ز کلیسا ست

از ماست که بر ماست

گوییم که بیدار شدیم ! این چه خیالیست

بیداری ما چیست ؟

بیداری طفلی است که محتاج به لالاست

از ماست که بر ماست
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط میلاد |